تبلیغات
.::پرتال معتبر تفریحی و فوق سرگرمی ایرانیان::. - مجموعه داستان های شیوانا با نیروی خودش-داستانهای شیوانا-داستانهای جدید-سایت داستان کامل (Meysam-J)">
X








.: روی بنر کلیک کنید :.






ویژه





مرد جوانی سراسیمه نزد شیوانا آمد و از او برای نجات خود کمک خواست. شیوانا او را آرام کرد و ماجرا را پرسید. مرد جوان گفت:” تازگی در محله ما جوانی تنومند و قوی هیکل منزل کرده که به واسطه زور بازو و هیکل بزرگش به همه زور می گوید و کسی هم جلودار او نیست. هرکسی با او سرشاخ می شود جوان قوی هیکل او را به مسابقه کشتی دعوت می کند و شرط می گذارد که اگر در مسابقه برنده شد دار و ندار آن فرد را صاحب شود و با همین شرط تاکنون اموال افراد زیادی را صاحب شده است.

ادامه مطلب......


شیوانا کمی فکر کرد و گفت:” زمان مسابقه را یک هفته دیگر بگذار و از فردا نزد من آی تا به تو بگویم چگونه باید بجنگی!”

روز بعد جوان نزد شیوانا آمد. شیوانا او را نزدیک درخت بلند و خشکی بالای تپه برد که از یک طرف به سمت زمین کج شده بود. شیوانا به جوان گفت:” چگونه می توان این درخت بزرگ و سنگین را بدون تبر و فقط با طناب و دست  ازتنه شکست و به پائین برد؟

جوان کمی فکر کرد و گفت: ” این غیر ممکن است. شکستن درختی به این تنومندی و بلندی و به پائین تپه بردنش ، آن هم با دست خالی و یک طناب  کار ناممکنی است!”

شیوانا لبخندی زد از جوان خواست از درخت بالا برود و طناب را به بالای درخت محکم حلقه بزند. وقتی طناب به سر درخت حلقه شد شیوانا از پسر خواست تا در جهتی که درخت خم شده است بایستد و سر طناب را در دست گرفته وبه سمت پائین بکشد. با اینکار درخت به واسطه وزن سنگین و کجی خودش از کمر شکست و در همان جهت کجی روی زمین افتاد. آنگاه شیوانا به سمت تنه درخت رفت . طناب را باز کرد و آن را در جهت شیب تپه قرار داد و لگدی به تنه درخت زد. تنه درخت به خاطر شیب تپه و وزن سنگینش به سمت پائین قل خورد و به پای تپه رسید.

شیوانا لبخند زنان به سمت پائین تپه به راه افتاد و در میان راه به جوان گفت:” وقتی حریف هیکل مند و تنومند و بلند قامت و قوی است نباید مقابلش بایستی! باید بگذاری او حرکت کند و تو در جهت همان حرکت با او همراهی کنی و با یک انجراف کوچک تعادلش را به هم بزنی و کاری کنی که  حریف با وزن خودش برزمین بخورد. باید کاری کنی که مار دم خودش را نیش بزند! این راز مقابله با همه حریفان قدرتمند و همه مشکلات بزرگ در همه صحنه های زندگی است. نیروی لازم برای شکست دادن مشکل را از خودش بگیر!”

می گویند هفته بعد مرد جوان فقط با هل دادن و دور بدن مرد غول پیکر چرخیدن موفق شد او را چندین بار زمین بزند و طبق توافق جمعی او را وادار سازد تا با دست و پایی زخمی و روانی پریشان و حیرت زده ،  برای همیشه دهکده شیوانارا ترک کند.




برچسبها: مجموعه داستانهای شیرین شیوانا-داستانهای شیوانا ، داستانهای جدید ، مجموعه داستانهای جدید ، داستانهای شیوانا ، داستانهای عبرت آموز ، داستان کامل ،


تاریخ : 1394/01/21 | | نظرات ()

بنردونی - لینک باکس